تبلیغات
دانشجوی كلاله-حسن وحسین موسی زاده

دانشجوی كلاله-حسن وحسین موسی زاده
گاهی وقت ها دوست دارم خدا از پشت ابرها بیاید دستانم را بگیرد بگوید بیا برویم اینجا آدم ها اذیتت میکنند.... 

به وبلاگ ما خوش آمدید......................


 




[ شنبه 31 فروردین 1392 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
دلها همه بهاران شد از شمیم باران
مه رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران
شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران

برگ تحویل می کند رمضان
بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر ، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
“عید رمضان بر شما مبارک”




[ جمعه 26 تیر 1394 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: سلام
رییس پرسید: بابا خونست؟
صدای کوچک نجواکنان گفت: بله
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
کودک خیلی آهسته گفت: نه
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند،


بقیه در ادامه مطلب...........

ادامه مطلب

[ جمعه 26 تیر 1394 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود!

..............

قدر کسایی که به زندگیتون معنا میدنو بدونید تا دیر نشده...




[ جمعه 26 تیر 1394 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

لحظـہ ها مــی گــذرد ،

  آنچـہ بگذشت نمی آیــد باز


 قصـہ ای هست ڪـہ هرگز دیــگر،


  نتواند شد آغــاز ...


"سهراب سپهری"




[ جمعه 26 تیر 1394 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

آرام باش ، توکل کن ، تفکر کن ، آستین ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را میبینی
 که زودتر از تو دست بکار شده اند ….



[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ ،
ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ !
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ ، ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ . .
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ !
ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ :
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ
و ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ و اویی ک هست(m) ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﯽ . . .



[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
من با همه ی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتی به کسی فکر نکردم
.
.
.



[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:45 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

خنده: عمل عاقل است

خنده :قدرت یاد گیری را افزایش میدهد
خنده:(تبسم) کم خرج ترین ارایش چهره است
خنده: خون سالم تولید میکند
خنده: شروع درایت است
خنده: ارزان ترین راهی است که میتوان با ان نگاه را وسعت داد
خنده: مایه جلب محبت مردم و نزدیکی با خداست
خنده: نشانه ادمیان بهشتی است
خنده: تن را از نیاز به طبیب مبرا میکند
خنده: تنها راه درک صحیح زندگی است
خنده: به دنیا مثل خندیدن در ایینه است
خنده: تنها رمز پیشرفت افراد موفق است
خنده: گشوده میکند هر در بسته ای را رو به انسان
خنده:عطری است که نمیتوانی به دیگران بزنی مگر اینکه چند قطره از ان را به خودت بزنی
خنده: را فراموش نکن تا عشق را فرا موش نکن





[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
اگر تو به حال توجه كنی،
آن را بهتر خواهی كرد و اگر حال را بهتر كنی،
آنچه از پس آن می آید بهتر خواهد شد.
" پائولو كوئیلو "




[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...
او همیشه شادمانه آواز می خواند، کفش وصله می زد و هر شب با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.
و امّا در نزدیکی بساط کفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛
تاجر تنبل و پولدار که بیشتر اوقات در دکان خویش چرت می زد و شاگردانش برایش کار می کردند، کم کم از آوازه خوانی های کفاش خسته و کلافه شد ...

بقیه رو در ادامه مطلب بخوانید....

ادامه مطلب

[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

حرف هایم را بشنو و خوب فکر کن ...

آیا یکبار شده تلخی ها را کنار و به زندگی  طور دیگری بنگریم ؟

 یا

یکبار کینه ها را از خود دور کنیم و ببخشیم ... ؟

شده جای خستگی ها به یکدیگر لبخند هدیه دهیم ...؟

زندگی مگر حس تکرار نشدنی دوران کودکی نیست وقتی در رویای آن غرق می شویم لبخند بر لبانمان می نشیند...؟

نمی خواهم بگویی دل خوشی داری و

می دانم ! شاید اکنون دلت آنقدر از خستگی ها پر شده که جای هیچ چیزی باقی نمانده ...

یا آنقدر زخم خوردی و پر از دغدغه هستی که نای لبخند زدن نداری...

ولی با این حال آیا تاکنون جای گله و شکایت، به آنانکه برایت عزیز هستند گفتی دوستت دارم؟

یا فریاد زده ای که بدانند چقدر برایت ارزش دارند؟

یا غبار غم از دوش آن ها زدوده ای؟

می دانی وقتی به همدیگر عشق بورزیم و جای گله به هم لبخند هدیه کنیم، خستگی های زندگی دیگر به چشم نمی آید .

معجزه مهربانی، گذشت و دوست داشتن را باور داشته باش و بدان

 زندگی با وجود همه تلخی و سختی ها

     مثل تمام قصه های خوب پایان خوشی دارد ...

فقط این ماییم که رقم می زنیم چگونه به انتهای مسیر برسیم ...




[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]


ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮑﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﻗﻮﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭘﯿﺪاکنید.

ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ
ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺑﺎﻋﺸﻖ ﺳﭙﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺟﺴﺖو ﺟﻮﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﯽیاﻓﺘﯿﺪ …




[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]


زندگی فردا نیست،
زندگی امروز است،
زندگی قصّه ى عشق است و امید،
صحنه ی غمها نیست…
به چه می اندیشی؟
نگرانی بیجاست،
عشق اینجا و تو اینجا و خدا هم اینجاست..
پای در راه گذار،
راهها منتظرند،
تا تو، به هر جا كه بخواهی برسی،
پس رها باش و رها باش و رهاااا
تا نمانَد قفسی.
-----------------
خوشحالم که به جمع گرمتون اضافه شدم :)
امیدوارم بتونم عضو خوبی برای لبخند زندگی باشم



[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
در همه فصل ها ،
بی نیاز به هیچ دلیلی ،
بهترین هدیه ای که میتوانید به اطرافیانتان بدهید ،
لبخند زیبای خودتان است…




[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!
مرد پاسخ داد: من چیزی ندارم که ببخشم…
خدا پاسخ داد: چرا!!!! محدود چیزهایی داری!
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی وحرف خوب بزنی!
یک قلب که می توانی بروی دیگران بگشایی!
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
فقر واقعی فقر روحــــی ست.
دل آدم ها خیلی ساده گرم میشود:



[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]


انرژی مثبت امروز:

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ،
ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،

ادامه مطلب

[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]



در و دیوار دنیا رنگی است ، رنگ عشق …
خدا جهان را رنگ کرده است و این همه رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد .
از هر طرف که بگذری ، لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد .
اما کاش چندان هم محتاط نباشی ، شاد باش و بی پروا بگذر که :
خدا کسی را بیشتر دوست داردکه لباسش رنگی تراست.
……………………………………………………………………..
***خدا کسی را بیشتر دوست داردکه لباسش رنگی تراست***



[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 02:27 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]

هر چند که تحمل بعضی مشکلات گاهی برام سخت میشه
و فکر می کنم تحملم تموم شده…
ولی تو همون حال به خودم میگم هنوز خیلی چیزا دارم،
هنوز فرصت دارم…
فردا حتماً بهتره…
گاهی لازمه برای بعضی مسائل و مشکلاتمون یه پایان بذاریم…
بعد بگیم همه چیز تموم شد
حالا یه شروع جدید دارم…
:)




[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 04:13 ب.ظ ] [ حسن وحسین موسی زاده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
به لطف خداوند وبلاگ دانشجوی كلاله راه اندازی شد.
امیدواریم با عنایت پروردگار بتوانیم فرهنگ سازی غنی واطلاع رسانی بخصوصی انجام بدهیم!
با آرزوی آبادانی كشور عزیزمان ایران------كلاله!!!
kalaleh-daneshjoo.mihanblog.com
htmosazadeh70@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
آپدیت نود 32
دعای فرج
فال حافظ

کد ورود به چت روم